اباالفضل عاشقی مشکلده قالماز

شعری زیبا برای تولد آقا امام حسین(ع)

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۱۴ ب.ظ


جبرئیل آمد از سما امشب ، می زند از شعف به هم شهپر

 

همه دنبال او ملائکه ها ، صف زده گرد خانه ی حیدر

 

هر چه در آسمان ستاره که هست ، می درخشند کنار یکدیگر

 

نکند حق برای دوم بار ، کرده کوثر عطا به پیغمبر

 

که نهیبی به خود زدم گفتم ، من به بیداریم و یا خوابم

 

که ز گهواره این ندا آمد ، تو مرا نوکری ، من اربابم

 

فُطرس از بعد این همه حسرت ، صاحب بال و پر شد از کَرَمَش

 

می برد لذت دو عالم را ، به دو چشمش اگر نهد قدمش

 

گرچه ناقابلم ولی قلبم ، شده مشتاق یک نگاه کَمَش

 

به خدا عاقبت به خیر شود ، پاگذارد هر آنکه در حرمش

 

هر که دارد به سینه مهرش را ، جایگاهش بود بهشت برین

 

تا قیامت گدای در گاهش ، پادشاهی کند به عرش و زمین

 

هر چه در چهره اش نگاه کنی ، چهره اش جلوه ای ز روی علیست

 

از میان ملائکه یکسر ، با نگاهش به جستجوی علیست

 

خنده اش مو نمی زند با مادر ، خُلق و خویش به خُلق و خوی علیست

 

می گشاید همین که آغوشش ، بوی خوش می دهد که بوی علیست

 

به علی رفته هر که می نگرد ، جود و احسان و هم مرام حسین

 

با دل شیعه می کند بازی ، از همین کودکی مرام حسین

 

می کند مثل لاله پیغمبر ، نوه ی نو رسیده را بویش

 

به چه عشقی و از تمام وجود ، شانه مادر زند به گیسویش

 

هر چه نور بوده در عالم ، تابَد از پشت پرده ی رویش

 

اگر این پرده را کنار زند ، آسماه ها شوند پی جویش

 

دین و دنیا ببازد آنکس که ، دوست دارد کسی به غیر حسین

 

از قیامت دگر نمی ترسد ، هر که دارد به سینه مِهر حسین

 

به مسیحی بگو بیا و ببین ، جلوه ای از خدای عیسی را

 

ای یهودی ببین به گهواره ، باعث معجزات موسی را

 

پیر عیسی بود همین کودک ، که شفا می دهد مسیحا را

 

به روی دست مصطفی بینید ، این تجلی طور سینا را

 

هر که شد عاشق حسین هرگز ، حرفی از عشق دیگری نزند

 

هر که شد گدای کوی حسین ، در خانه ی دگری نزند

 

او ردم گر کند خدا نکند ، یا که از خود جدا ، خدا نکند

 

هر چه دارم من از عنایت اوست ، دل به او بسته ام رها نکند

 

گر چه خوارم اگر چه پَستَم من ، نکند او مرا دعا نکند

 

شب میلاد می زنم صدا او را ، جان دهم گر مرا صدا نکند

 

جمع ما یک شب از عنایت او ، اگر او از همه رضا باشد

 

سال دیگر ولادت ارباب ، وعده ی ما به کربلا باشد

 

نگران بود مادرت تا دید ، بوسه زد مصطفی به حنجر تو

 

پدرت با خبر از این که شود ، قطعه قطعه تمام پیکر تو

 

گریه می کرد مجتبی به آن روزی ، که جدا می شود زتن سر تو

 

سر و جان تمام علمیان ، به فدای تن مطهر تو

 

شده از کودکی به هر محفل ، گریه کردن به تو سعادت من

 

من ز خاک کمترم اگر که شود ، سر موئی کم از ارادت من

 

منبع: من غلام قمرم

  • عشقی ....

نظرات  (۳)

ممنونم 
پاسخ:
خواهش میکنم داداش
سلام...
خیلی خیلی التماس دعا...
چوخ قشه شعریدی...
خدا خیرتون بده...
پاسخ:
سلام.محتاجیم به دعا.چوخ ممنونم سیزدن.الله هامیا خیر ورسین

این وبلاگ چند نویسنده دارد؟


خودتان را معرفی نکردید ؟


شهرتان کجاست ؟


پروفایل ما که فعال است

پاسخ:
این وبلاگ را منو خدا می نویسیم.همه چزم از خداست اگر لطف و کرم و قدرت و نیروی خدا نبود وبلاگی در کار نبود.من یک بنده خدام مثل بقیه بنده های خدا.یک گوشه ای از این روی کره ی خاکی زندگی میکنم.ببخشید که پروفایل بنده فعال نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی