اباالفضل عاشقی مشکلده قالماز

به مناسبت تولد آقا امام رضا(ع)

شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۰۴ ب.ظ


گفتم رضا و کاسه ی دستم فقیر شد

 

مثل همیشه دست تو دستِ بگیر شد

 

گفتم رضا و مثل کبوتر دلم پرید

 

با زائران خسته ی تو هم مسیر شد

 

با اشتیاق قصد زیارت نمودم و

 

هر وقت آمدم حرمت زود سیر شد

 

چیزی نمانده بود که پَر در بیاورم

 

وقتی که آب و دانه نصیب حقیر شد

 

رازی ست بین بندگی ما و زلف تو

 

بنده کسی ست که بر سر زلفت اسیر شد

 

آهو پَرش که بر پَر ِ عطر شما گرفت

 

از آن به بعد صاحبِ مُشک و عبیر شد

 

آری تویی همان که به یک گوشه چشم تو

 

شیر ِ درون پرده مُبَدَل به شیر شد

 

آری تویی همان که به ابن شبیب گفت

 

آری تویی همان که سر ِ روضه پیر شد

 

ایرانیان طوس کجا؟ کربلا کجا؟

 

جسم شما کفن ، تن ِ جدت حصیر شد

 

آقا ز شعر مدح نه هنگام روضه ات

 

آقا ببخش شاعرتان ناگزیر شد

 

میخواستم امام رضایی کنی مرا

 

با دست خویش کرب و بلایی کنی مرا

 

گرچه زبان شاعرتان پیر الکنی ست

 

قافیه های چشم تو دنبال کردنی ست

 

آقای فضل ، فضل کن و از خودت بگو

 

لب باز کن که خلقت غنچه شکفتنی ست

 

از بس دخیل دامنتان گشت دیده ام

 

حس میکنم دست من امروز دامنی ست

 

سر میبریم بر قدم نو رسیده ات

 

جانِ تو ، جانِ ما عوض چشم روشنی ست

 

هرکس به قدر وسع ِ خودش دعبل شماست

 

از بس جمال حضرت تو شعر گفتنی ست

 

هرچند شاهِ کشور مایی ولی عزیز

 

کی در خیال هموطنان فمر دشمنی ست

 

کاری بکن که جلد تو و گنبدت شوم

 

اثبات کن کبوتر اینجا نرفتنی ست

 

یک در میان فرشته میان صف غذا

 

آقا غذای حضرتی ات بسکه خوردنی ست

 

قول شفاعت تو شهادت به این دهد

 

در خاطر تو زائر این خانه ماندنی ست

 

امشب به من گدا شدن دائمی بده

 

یک دست کُت وَ پیرُهن خادمی بده

 

یک عده ای کبوتر دور و برت شدند

 

بعضی غلام حلقه به گوش درت شدند

 

قیچی و شانه دست گرفتند عده ای

 

تا عده ای تصدق دور سرت شدند

 

یک عده دل به موج خَم ِ گیسویت زدند

 

یک عده دل سپرده پریشان ترت شدند

 

یک عده ای شهید قدمگاهتان شدند

 

خونین شدند و لاله صفت پرپرت شدند

 

آنقدر عشق مادرتان گُر گرفت که

 

یک عده خادم حرم ِ خواهرت شدند

 

یک عده بس که با دل تو انس یافتند

 

تو خواستی که گریه کن مادرت شوند

 

ایران قدم گذاشتنت شوق آفرید

 

یک مملکت به خاطر این نوکرت شدند

 

تو پادشاه کشور و ما رعیت تواییم

 

ما خانوادتاً همه در خدمت تواییم

 

(سعید توفیقی)

 

مــنبع:ســـایت مــــن غــــلام قـــمرم

 

  • عشقی ....

نظرات  (۱)

خیلی زیبــــــــــا بود .             http://math-zm.blog.ir/
پاسخ:
خیلی ممنونم از شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی